الشيخ عباس القمي
40
جمال الاسبوع بكمال العمل المشروع ( فارسى )
هديهء قبّره به نزد حضرت سليمان عليه السّلام مترجم اين كتاب شريف - عبّاس قمى عفى عنه - گويد : براى توضيح كلام سيّد اجلّ مناسب ديدم در اينجا يك حديثى نقل كنم ، و شايد كه بهسبب آن احداث شوق و نشاطى شود در مؤمنين براى اهداء هديه به سوى ائمّه هداة اجمعين : شيخ كلينى ( ره ) به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام نقل كرده كه امام زين العابدين عليه السّلام فرمود : اين كاكلى كه بر سر « قبّره » « 1 » هست از بركت دست حضرت سليمان است ، و سببش آن بود كه : روزى نر او خواست با مادهء او جفت شود و ماده قبول نمىكرد ! پس آن نر گفت : امتناع مكن كه من مطلبى ندارم به غير از اينكه از ما فرزندى بهم رسد كه ذكر خدا كند . پس ماده راضى شد و چون خواست كه تخم گذارد ، نر از او پرسيد : در كجا مىخواهى تخم بگذارى ؟ گفت : مىخواهم كه دور شوم از راه ، و تخم بگذارم و روى او بخوابم . نر گفت : من چنين مصلحت مىدانم كه تخم را نزديك راه بگذارى كه كسى تو را ببيند نداند كه تخم گذاشتهاى ، بلكه گمان كند كه براى دانه برچيدن نزديك راه آمدهاى . پس نزديك راه تخم گذاشت و بر روى آن خوابيد . چون نزديك شد كه جوجه برآورد ، ناگاه شوكت دولت سليمانى پيدا شد كه با لشكرش مىآيد و مرغان بر سر او سايه افكندهاند ! پس ماده به جفت خود گفت : اينك حضرت سليمان با لشكرش پيدا شدند و ايمن نيستم از آنكه تخم مرا پامال كند ! نر گفت : سليمان مرد رحيم است ، آيا نزد تو چيزى هست كه براى جوجههاى خود ذخيره كرده باشى ؟ گفت : بلى ، ملخى دارم كه براى جوجههاى خود پنهان كردهام . آيا تو هم چيزى دارى ؟ گفت : بلى ، خرمائى دارم كه از تو پنهان كرده بودم و براى جوجههاى خود نگاه داشتهام . پس ماده گفت : تو خرماى خود را بردار و من ملخ خود را برمىدارم و بر سر راه سليمان عليه السّلام مىرويم ، و اين هديهها را به خدمت او مىگذرانيم ، زيرا كه او مردى است كه هديه را دوست مىدارد .
--> ( 1 ) . قبّره مرغ كوچكى است كه او را « چكاوك » گويند ، و در بعضى ولايات او را « هوجه » گويند ، و شايد همين گنجشك كاكلى باشد كه در صحرا مىباشند . ( منه ره )